اصول
(به فرضِ آنکه کشور در چندین سالِ آینده دچارِ ناآرامی خواهد شد.)
به نظرِ من خواستِ دولتِ آمریکا دربارهیِ وضعیتِ حکومتِ ایران در ۱۰ سالِ آینده نقشِ بسیار مهمی در آیندهیِ کشور خواهد داشت.
به نظرِ من ایدهآل آن است که بتوانیم بدونِ دخالتِ خارجی حکومتِ مناسبی در کشور سرِ کار آوریم (با اصلاحِ این حکومت یا تغییرِ آن در صورتِ لزوم)، و برایِ نگاهداشتنَش باجِ بزرگی به آمریکا بدهیم. به نظرِ من مرزِ ما در این باج (که نباید از آن فراتر رویم) جلوگیری از ایجادِ پایگاههایِ نظامییِ آمریکا در کشور خواهد بود (که در صورتِ حملهیِ نظامییِ آمریکا قطعاً ایجاد خواهند شد.)، چه میدانیم که اگر نیروهایِ نظامییِ آمریکا وارد کشور شوند، خارجکردنِ آنها تقریباً ناممکن خواهد بود، و در آینده همهچیزِ کشور در اختیارِشان قرار خواهد گرفت، در حالی که پس از قدرتگرفتنِ حکومتِ کشور میتوان دربارهیِ دیگر امتیازاتی که در ناآرامی داده شده تجدیدِ نظر کرد. بنابراین باید توجه کنیم که یکی از اصولِ ما باید جلوگیری از وقوعِ حملهیِ نظامییِ آمریکا باشد، اگر عرضه داریم خودِمان باید کارِمان را انجام دهیم، نه آنکه کار را به خارجیهای واگذاریم.
بنابراین:
۰. باید بدانیم که قدرتهایِ خارجی (خصوصاً آمریکا) از ایران چه میخواهند، و این خواستهها برایِشان چهقدر ارزش دارد، و حاضر به پرداختِ چه هزینهیی برایِ این خواستها هستند. (برایِ آنکه بدانیم در مذاکرات و وعدههایِ احتمالی چهگونه با قدرتهایِ خارجی برخورد کنیم.)
۱. تا رویِ کار آمدنِ دولتِ جدید (که نخواهیم تغییر یابد) برایِ هیچچیز (تقریباً هیچچیز) نباید رویِ هیچ قدرتِ خارجییی حساب کنیم. پس از رویِ کار آمدن، آن، اگر نیاز به حمایتهایِ خارجی بود، تمامِ ارتباط با خارجیها باید از طریقِ این دولت، و کاملاً آگاهانه و برنامهریزیشده انجام شود.
۲. نباید انتظار داشته باشیم که دولتِ جدید بتواند کاملاً مستقل باشد، بلکه حدِاقلی از استقلال (عدمِ ورودِ نظامیانِ خارجی) باید موردِ قبول قرار گیرد.
مسئلهیِ دیگر، امکانِ تجزیهیِ ایران در ترسیمِ مجددِ احتمالییِ نقشهیِ خاورِمیانه مطابقِ خواستِ آمریکا خواهد بود. مردمِ بیشترِ مناطقِ مرزییِ کشور وفادارییِ چندانی به حکومتِ مرکزی ندارند، و دلیلی ندارد تصور کنیم که با تغییرِ آن این وضعیت تغییر کند. اگر کردستانِ مستقل (در مناطقِ کردنشینِ عراق) تشکیل شود (که به احتمالِ زیاد در صورتِ حملهیِ نظامییِ آمریکا به عراق، در چند سالِ آینده تشکیل خواهد شد)، جلوگیری از الحاقِ کرِدستانِ ایران به آن در وضعیتِ کنونی تقریباً ناممکن خواهد بود. نیز اعرابِ جنوبِ غربییِ کشور دلبستهگییی به اعرابِ عراق دارند. همچنین ترکمنِستان برایِ مناطقِ ترکمننشینِ ایران و هردویِ آذربایجان و ترکیه برایِ آذربایجانِ ایران دندان تیز کرده اند.
با توجه به ناآرامیهایی که حدس میزنیم پیش آید، جلوگیری از تجزیهیِ کشور بسیار دشوار خواهد بود، و نمیتوان برایِ این منظور به سیاستبازیهایِ دولتِ موردِ قبول (که تشکیل خواهد شد) اطمینان کنیم، چه ممکن است این سیاستبازیها کافی نباشند، و یا حتی پیش از تشکیلِ چنان حکومتی تجزیه رخ دهد یا بسیار جدی شود. بنابراین برایِ جلوگیری از تجزیهیِ کشور، علاوه بر وعدههایِ مختلفی که باید طبقِ اصلِ بالا به قدرتهایِ خارجی داده شود، لازم است اطمینانِ اقلیتها به مبارزههایِ مرکزنشینان جلب شود، و آنان نیز واردِ این بازی (مبارزهیی که خواهد آغازید) شوند. برایِ این منظور، و برایِ خوشبینییِ آنان به این مبارزه، باید دفاع از حقوقِ اقلیتها در میانِ مهمترین خواستهایِ مبارزه قرار گیرد، و خواستهایِ آنان توسطِ جنبش بیان شود (و تأکید میکنم: بیان شود، نه آنکه فرصتِ بیانَش ایجاد شود.)؛ نیز باید ارتباطی میانِ بعضی فعالینِ اقلیتها مبارزانِ مرکز ایجاد شود، و شناختِ مناسبی نیز از این مناطق (جغرافیایی، سیاسی، فرهنگی و خواستِ ساکنین) در جنبش وجود داشته باشد.
بنابراین تا پیش از بالاگرفتنِ درگیریهایِ احتمالی دو کار هست که روشنفکران لازم است انجام دهند، چه پس از آن همهگان درگیر خواهند شد و فرصتی برایِ این کارها باقی نخواهد بود:
۱. تحقیقِ دقیق دربارهیِ وضعیتِ بینالمللییِ کشور و خواستهایِ قدرتهایِ مختلفِ جهانی و منطقهیی از کشور (چنانچه در اصلِ اول آمد).
۲. آشنایی با مناطقِ مرزی، و حتیالامکان ایجادِ رابطه با روشنفکرانِ اقلیتهایِ ساکنِ آن مناطق.
comments
10:26 AM Omid Alamdar Milani